شجاع
328
أنيس الناس ( فارسى )
مثنوى از خدا خواهيم توفيق ادب * بىادب محروم گشت از لطف ربّ بىادب تنها نه خود را داشت بد * بلكه آتش در همه آفاق زد مايده از آسمان درمىرسيد * بىصداع بيع و بىرنج خريد در ميان قوم موسى چند كس * بىادب گفتند كو سير و عدس منقطع شد نان و خوان « 1 » آسمان * ماند رنج زرع و بيل و داسمان باز چون عيسى شفاعت كرد حقّ * خوان « 1 » فرستاد و غنيمت بر طبق باز گستاخان ادب بگذاشتند * چون گدايان زلّهها برداشتند چند گفته عيسى ايشان را كه اين * دايم است و كم نگردد از زمين بدگمانى كردن و حرصآورى * كفر باشد پيش خوان « 1 » مهترى زان گدارويان ناديده ز آز * اين در رحمت بر ايشان شد فراز
--> ( 1 ) - اصل : خان .